*دوست داشتن حرمت است؛ منفعت نيست
*دلگيرم از کساني که حتي تو کمک کردن هاشون هم زخم زبون هست
همين دوتا جمله يعني همه لحظه هايي که با خوندنش زمان نميگذشت
+ چي؟ انگار با من بوديد؟ فقط يک ان فهميدم فروريخت من هايي در من
+استاد بنفشه
+استوري
+دارو
خدا شهيدتون کنه استاد:"(
وقتي بعد دعاي مشلول اينستا باز کردم و استوري استاد رو خوندم.تقريبا نفسم نمي تونست بالا بياد.هي دست و پا ميزد تو سينه م ولي نميدونم چرا بغض نميشد.پتو رو کشيدم رو صورتم؛ دستامو گذاشتم رو چشام ولي چرا اشک نميشد ک نميريم از حجم نامريي حال عجيبي که تو ريه هام جا خشک کرده بود و با دستاي گنده ش بيخ گلوم رو چسبيده بود وزل زده بود تو چشام
يکهو شکستم:
خدايا
امشب
با من حرف زدي
به واسطه استوري استادم
ميشه با اونم حرف بزني
به واسطه هرکي و هر چي؟؟؟
و گردن کج و عبارت:خدايا براش توضيح بده لطفا...محبتي هست که از دل ميجوشد ولي چون زبان به بيان الکن است عاجزانه به دامان التماس ايما و اشاره هاي خدا ميدود و خدا چه خوب پست ميکند حرفهايش را به دلت!
و اما استاد بنفشه
چقدر ک براي من محترم هستين استاد
هر جا که باشين بازم هوامونو دارين استاد
يه جا يه چيزي ميگين که ميشه ادیشن درد خيليامون
خدا خيلي دوستون داره که حرفايي ک بايد ب ما بگه اول در گوش شما ميگه..
سلام استاد
سلام پست چيِ عاشقانه هاي عبد و معبود
و هنوز يادم هست روزي که اختتاميه بود
و يکشنبه اي که اختتاميه سومين دوره بود
ايستاده.دراتوبوس.زير سياهي نقاب.زلال اشک ميريختم تمام مسير دانشگاه تا خونه.و زير لب فقط يک جمله زمزمه مينشست به قامت خواهش:
خدا شهيدتون کنه استاد
ببخشيد ک هر موقع پس لرزه هاي انديشه م رو حس ميکنم فقط عميق ترين دعاهام براتون؛ عميق ترين شاگردي هام براتون و عميق ترين تشکرام براتون
خلاصه ميشه در:
همين يک ماوراء... خدا شهيدتون کنه استاد
#به_وقت_بين_الطلوعين
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدیان