اين شبا نه غر مي زنم، نه گله، نه شکايت، فقط مهرتون که قلبمو از جا مي کنه واشکام ميريزه؛مث بچه آدم يواشکي با حالتون ميشينم يه گوشه تا نصفه شب مي خوامتون و ميگم :دلم گيره خدا...يه کاري کن...
روزي که گويي : بيا
من اين روز را عااااااااااااااااااااااشقم
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدیان