یه چیزی این ته گلوم مونده بگم:
امروز خیلی ملموس تر از گذشته دستگیرم شد به دست آوردن دل مردا واس خانوما چقققققد آب خوردنه...حتی بدون هیچ کرم ریختن و ناز و عشوه و ادایی و در رعایت برخورد رسمانه و احترامانه
مردای هرزه رو نمیگم ک ولنگاری دارن کلا...نزده می رقصن...همه رو باهم میخوان و ب هیشکی نع نمیگن
منظورم تو استمرار رابطه هایی که یکهو و اتفاقی رخ میده و ریز ریز یه تصمیمایی میشع ک برنامه برای شروع ی رابطه پاک و حلال بسته بشه...هرچند با شک و تردید
مردا چقدر شکل بچه هان یه جاهایی
از مردای دم دستی خوشم نمیاد...به موقع شر و شوخ طبع و به موقع حجب و حیا همونقد ک واس خانوما ارزشه واس اقایون هم
نمیدونم
در حالت فعلیم ترجیح میدم وضعیت رو بسپارم ب هرچه باداباد نه جو گیری دل دادگی
برچسب: حرفاي,
نویسنده: هلیا اسدیان