خرید بک لینک

خوندم

اینبار تو آشپزخونه،با سردرد و گیج خواب و حین هم زدن برنج ناهار

نمی دونم چی شد و از چه فکری شروع شد اما باز امروز خوندم

دلم خواست و یهو به زبونم اومد و...خوندم

هوای حسین خوندم

ناقص ناقص و با مِن و مِن...آخه خیلی وقت بود زمزمه ی لحظاتم نشده بود

همینطور که خیلی وقته که زیارت عاشورا نخوندم

خوندم و... دلم پر کشید واس همه ی آقایی آقا

+ نوشته شده ی حدودا یه هفته پیش


برچسب: آشپزخونه,خوندن, نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:19

صفحه بندی